سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

با سلام خدمت تمامی همراهان بزرگوار

سامانه پیامکی کانون فرهنگی، هنری شهید محسن پوردرانی وابسته به مسجد جامع روستای ده زیار پس از تأخیر طولانی که می بایست خیلی زودتر از این شروع به کار می نمود، بالاخره در این تاریخ راه اندازی گردید.

لذا از این پس می توانتید نظرات، انتقادات وپیشنهادات خود را جهت هر چه بهتر شدن امورات فرهنگی مسجد در قالب پیام ارسال نمایید وهمچنین مسابقاتی که از طریق سامانه برگزار خواهد شد، در همین وبلاگ نیز اطلاع رسانی می شود تا تمامی علاقمندان بتوانند در صورت تمایل شرکت نمایند.

سامانه پیام کوتاه

30007546292292

 






تاریخ : دوشنبه 91/9/20 | 11:28 صبح | نویسنده : رضا | نظرات ()

انسان موجودی است اجتماعی و در اجتماع است که می تواند به حیات توأم با تکامل خود ادامه دهد. لذا زندگی در اجتماعی وابسته به هم، بدون قبول مسئولیت بی معناست. به همین دلیل نمی توان در یک جامعه زندگی کرد و از کنار مسائلی که سلامت آن را به خطر می اندازد بی تفاوت گذشت. زیرا در جامعه ای که سرنوشت اعضایش به هم پیوسته است، تنها با سلامت جامعه می توان سالم ماند و امر به معروف و نهی از منکر بزرگترین ضامن سلامت جامعه است.

امر بهع معروف

در دین مبین اسلام امر به معروف و نهی از منکر یک وظیفه ی همگانی است. به عبارتی دیگر نظارتی عمومی بر جامعه است و لازمه ی اجرای صحیح آن توسط آحاد افراد جامعه، مبتنی بر شناخت مصادیق معروف و منکر است تا بر اساس آگاهی و شناخت صحیح امر به معروف نموده و یا مرتکب منکری را نهی کنند.

تاریخ بشری گواه آن است که انسان همواره لباس می پوشیده و به مرور زمان به لباس خویش تنوع بخشیده است؛ به طور یکه در حال حاضر، لباس و وسایل تولید آن، به قدر توسعه یافته است که با گذشته قابل مقایسه نیست، هر چند برخی جنبه های فرعی لباس به شکلی نامطلوب و زننده رواج یافته است که متأسفانه فلسفه اصلی لباس و پوشش را تحت الشعاع خویش قرار داده است.

بی شک، در عصر ما که برخی نام آن را«عصر برهنگی و آزادی جنسی» گذارده اند و افراد غرب زده بی بند و باری زن را حق او می دانند، سخن گفتن از حجاب برای عده ای ناخوشایند و برای برخی دیگر افسانه ای شیرین به شمار می رود که به زمان های بسیار گذشته تعلق دارد.

بی حجابی1 

اما مفاسد عدیده و مشکلات گوناگون فردی و اجتماعی که به موجب همین برهنگی و آزادی جنسی پدید آمده، باعث گردیده که گوش شنوایی برای شنیدن این سخنان به وجود آید و توجه به مقوله ی حجاب، بیشتر شود.

برهنگی زنان که تبعاً مسائلی چون آرایش و عشوه گری را به دنبال دارد، مردان جامعه، خاصه جوانان را در تحریک دائمی قرار می دهد و همین امر موجب بروز هیجان های عصبی وامراض گوناگون روانی می شود. ضمن این که غریزه جنسی در آدمی نیرومند ترین و ریشه دارترین نیروی جسمی و روانی است و در طول تاریخ چه بسیار جنایات هولناک و حوادث مرگ باری که به سبب همین غریزه بروز نموده است؛ تا آنجا که برخی گفتند: «هیچ حادثه ی مهمی را پیدا نمی کنید، مگر این که رد پای زنی در آن وجود دارد.

با حجاب

پس حجاب موجب جلوگیری از بروز بسیاری از حوادث و جنایات می شود و در عمل، به سلامت و امنیت جامعه کمک شایانی می کند. آمار های قطعی و مستند نشان می دهد که با افزایش برهنگی در جهان، طلاق و از هم گسیختگی در زندگی زناشویی نیز روند به رشدی داشته است. در جامعه ای که زن- حداقل در مرحله غیر آمیزش جنسی- به عنوان کالایی برای تبلیغات اقتصادی به کار گرفته می شود، پیمان زناشویی به قداست خانواده دیگر مفهومی نمی تواند داشته باشد. از این رو، حجاب عامل مهمی در حفظ پیمان مقدس زناشویی به شمار می رود.

یکی دیگر از فلسفه های مهم حجاب، جلوگیری از گسترش فحشا در جامعه و ممانعت از شکل گیری فرزندان نامشروع است که مطمئناً مصونیت نظام اجتماعی را در پی خواهد داشت.

مسئله ی ابتذال و تباهی شخصیت زن، از نکات بسیار مهم و مورد توجه در بحث حجاب است. وقتی جامعه ای زن را با اندام برهنه بخواهد، طبیعی است که هر روز تقاضای آرایش بیشتر و خود نمایی افزون تری را نیز از او دارد.

قرآن و حجاب

عده ای هستند که به ظاهر نمی توانند منکر قرآن و دستورات آن شوند، به همین دلیل می گویند که کجای قرآن در مورد حجاب زنان سخن به میان آمده است. این گونه افراد غافل اند از این که بسیاری از احکام شریعت از گفتار معصومین(علیهم السلام) و روایات اسلامی به دست می آید. با این حال، قرآنت کریم در مورد مسئله ی حجاب مطالب مفید و راهگشایی را مطرح کرده است.

در سوره مبارکه نور آیه 30 می خوانیم: « به مؤمنان بگو چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفاف خود را حفظ کنند. این برای آنان پاکیزه تر است. همانا خداوند از آنچه انجام می دهید، آگاه است».

نگاه هوس آلود 

از جمله اموری که در احادیث ما بسیار مورد توجه قرار گرفته، نکوهش نگاه هوس آلود به زنان نامحرم یا چشم چرانی است. نکوهش این موضوع، به معنای دعوت به رعایت حجاب از سوی زنان است و در واقع، از یک سو به مردان امر می کند که از نگاه شهوت انگیز به زنان نامحرم بپرهیزند و از سوی دیگر، به زنان توصیه می نماید که حجاب خود را رعایت کنند تا مردان مجال نگاه کردن به آنان را پیدا نکنند.

ضمن این که به این نکته ی مهم اشاره می کند که تمامی انحرافات اخلاقی و گناهان مربوط به این حوزه، از همین چشم چرانی شروع می شود و نگاه هوس آلود به زن، مقدمه وارد شدن در پرتگاه خطاها و گناهان دیگر را فراهم می سازد.

امام صادق(ع) در توصیف چنین نگاهی می فرماید: « نگاه، تیری از تیرهای زهر آلود شیطان است و چه بسا یک نگاه کوتاه، حسرت و اندوه طولانی را به همراه خواهد داشت».

 شهدا شرمنده ایم

 

مجموعه‌ی وصیت نامه‌های شهدا درباره‌ی حجاب

 

شهدا و حجاب

  1)« خواهران ما در حالى که چادر خود را محکم برگرفته‏اند و خود را هم چون فاطمه و زینب حفظ می ‏کنند... هدف‏دار در جامعه حاضرشده‏اند.» (رییس جمهور شهید محمد على رجایى)     

2)«اى خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهى چادر تو می ‏ترسد تاسرخى خون من.» (شهید محمد حسن جعفرزاده)        

3) «مادرم... من با حجاب و عزت نفس و فداکارى شما رشد پیدا کردم.» (شهید غلامرضا عسگرى)        

4)«شما خواهرانم و مادرانم: حجاب شما جامعه را از فساد به سوى‏معنویت و صفا مى‏کشاند.» (شهید على رضائیان)          

5) «از خواهران گرامى خواهشمندم که حجاب خود را حفظ کنند، زیرا که‏حجاب خون‏بهاى شهیدان است.»  (شهید على روحى نجفى)        

6)«و تو اى خواهر دینى‏ام: چادر سیاهى که تو را احاطه کرده است ازخون سرخ من کوبنده تر است.» (شهید عبدالله محمودى)         

7)«خواهر مسلمان: حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد. برادرمسلمان: بى‏اعتنایى شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهدشد.» (شهید على اصغر پور فرح آبادى) 

خواهرم حجابت

8)«به پهلوى شکسته فاطمه زهرا(س) قسمتان می دهم که، حجاب را حجاب ‏را، حجاب را، رعایت کنید.». (شهید حمید رستمى)          

9) «خواهرم: حجاب تو مشت محکمى بر دهان منافقین و دشمنان اسلام مى زند.»  (شهید بهرام یادگارى)          

10)«یک دختر نجیب باید باحجاب باشد.»  (شهید صادق مهدى پور)          

11)«از تمامى خواهرانم مى‏خواهم که حجاب این لباس رزم را حافظ باشند.»  (شهید سید محمد تقى میرغفوریان)          

12)«خواهرم: از بى حجابى است اگر عمر گل کم است نهفته باش و همیشه گل باش.»  (شهید حمید رضا نظام)          

13) «حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداست» (شهید محمد کریم غفرانى)  

خواهر فقط حجاب
 «حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را مى بینى و دشمن تو را نمى بیند.» (سردار شهید رحیم آنجفى) 

خواهرم تو را به خون شهداء حجاب را فراموش نکن این دنیا فانی و گذراست.

 

 

 


 





تاریخ : جمعه 91/9/17 | 3:42 عصر | نویسنده : رضا | نظرات ()

سلام فقط همین یه عکس تمام ارادت ما به شماست

دانشجو

این روز را به دانشجویان عزیز عضو کانون فرهنگی، هنری شهید محسن پوردرانی نیز تبریک عرض می کنیم

امیدواریم در تمام مراحل تحصیل و زندگی موفق باشید






تاریخ : پنج شنبه 91/9/16 | 3:31 عصر | نویسنده : رضا | نظرات ()

با سلام به تمامی بسیجیان این مرز و بوم

فکر نکنید که اصلا تو فکر شما نبودم، بودم، ولی حقیقتش هر زمان خواستم پیام هفته بسیج را ثبت کنم متأسفانه یه کار برام پیش می اومد

پس ناراحت نباشید هنوز دیر هم نشده تازه بک روز از این هفته گذشته به بزرگواری خودتان عفو فرمائید

بسیجی خسته نباشی

بسیج

گزیده بیانات ویژه هفته بسیج

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره):

ــ بسیج شجره طیبّه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه‌های آن بوی بهار وصل و طراوات تعیین و حدیث عشق می‌دهد.

ـ اگر بر کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی طنین انداز شد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید.

ـ بار دیگر تأکید می‌کنم که غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی سقوط در دام دو ابرقدرت جهانی را به دنبال خواهد داشت.

ـ ملیت که در خط اسلام ناب محمدی(ص) و مخالف با استکبار و پول‌پرستی و تحجرگرایی و مقدس‌نمایی است باید همه افرادش بسیجی باشند.

ـ در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجیم.

ـ بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده‌اند.

ـ بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته‌های رفیع آن اذان شهادت و رشادت سرداده‌اند.

ـ من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می‌خورم و از خدا می‌خواهم تا با بسیحیانم محشور گرداند.

ـ تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقیناً از برکات و الطاف جلیه خداوند تعالی بود که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد.

 

ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مدظله العالی):

 ـ‌ بسیج به معنی حضور و آمادگی در همان نقطه‌ای است که اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحناه و فداه) و این انقلاب مقدس به آن نیازمند است.

ـ پیوند میان بسیجیان عزیز و حضرت ولی عصر (ارواحناه و فداه) مهدی موعود عزیز یک پیوند ناگسستنی و همیشگی است.

ـ شما جوانان بسیجی و سپاهی و جوانان مؤمن آگاهی را با احساس مسئولیت و شور و شعور همراه کردید.

ـ نیروهای نظامی و بسیجی ما مؤمن و با اخلاصند و به عنوان پشتوانه‌ای که هیچ خدشه‌ای در آن راه ندارد، محسوب می‌شوند.

ـ انکار بسیج، انکار بزرگترین ضرورت و مصلحت برای کشور است.

ـ اگر بسیج در دوران پس از جنگ نبود و اگر امروز هم نباشد، کمیت این انقلاب و این نظام واهمه حرکتهای سازنده این کشور لنگ است.

ـ انکار بسیج و بی‌احترامی به آن یا نابخردانه است یا خائنانه است.

ـ تا وقتی که این کشور و این ملت به امنیت احتیاج دارد، به نیروهای بسیج، به انگیزه بسیح به سازماندهی بسیجی و به عشق و ایمان بسیجی احتیاج است.

ـ فرزندان بسیحی‌ام با حضور خود در هر صحنه‌ای که لازم است دشمنان زبون را مرعوب و منکوب سازند.

ـ بسیج، یعنی نیروی کارآمد کشور برای همه میدانها

ـ همه جا چیزی شبیه بسیج هست، تنها به این درخشندگی، به این فراگیری، به این زیبایی، به این فداکاری، من در جایی سراغ ندارم.

ـ این فداکاری، من در جایی سراغ ندارم.

ـ نیروی عظیم بسیج مردمی است، این بسیج در همه قشرها هست.

ـ بسیج، اختصاص به یک منطقه جغرافیایی ویک منطقه انسانی و طبقاتی و قشری ندارد، همه جا هست.

ـ ایمان عاشقانه، ایمان عمیق، ایمان توأم با عواطف که از خصوصیات ملت ایران است باعث درخشان شدن بسیج شد.

ـ دانشجوی بسیجی دشمن کمین گرفته  را از یاد نمی‌برد و غافلانه خو و دانشگاه و کشورش را به دست تطاول دشمن نمی‌سپرد.

ـ بسیاری از پیشرفتهای کشور مرهون تفکر بسیجی است.

ـ هریک از آحاد قشرهای مختلف جامعه که دارای روحیه حساس مسئولیت و ایمان باشد، بسیجی است.

ـ بسیاری از پیشرفتها و موفقیتهای نظام اسلامی در عرصه‌های مختلف مرهون تفکر و میل بسیجی است.

ـ بسیجی یعنی علی که تمام وجودش وقف اسلام بود.






تاریخ : سه شنبه 91/9/7 | 4:50 عصر | نویسنده : رضا | نظرات ()

امروز از هر کوچه و خیابانی این نوا به گوش می رسد:

ای اهل حرم میر وعلمدار نیامد.....ای اهل حرم سید و سالار نیامد

با این صدا و شور می فهمیم محرم امسال هم به تاسوعا و روز ابالفضل(ع) با وفا رسید،ای داد بیداد از پارسال تا حالا که به تکیه و مسجد اومدیم این نوا را سردادیم و با خود گفتیم یا ابالفضل(ع) دستم را بگیر دیگه می خوام آدم شم چقدر به عهدمون وفا کردیم؟ آیا مثل خود آقا باوفا بودیم یا نه؟!

ای کاش امسال بتونم سر عهدم بمونم آقا...

بی دست کربلا دستم را بگیر...

دستم بگیر

بد نیست در ادامه از وقایع روز تاسوعا هم چند نکته ای یاد آور شویم:

فصل دوّم  :  در وقایع روز تاسوعا و ورود شمر ملعون چون روز پنجشنبه نهم محّرم الحرام رسید شمر ملعون با نامه ابن زیاد لعین در امر قتل امام علیه السّلام به کربلا وارد شد و آن نامه را به ابن سعد نمود، چون آن پلید از مضمون نامه آگه گردید خطاب کرد به شمر و گفت  : مالک وَ یْلَکَ، خداوند ترا از آبادانیها دور افکند و زشت کند چیزى را که تو آورده اى ، سوگند به خداى چنان گمان مى کنم که تو بازداشتى ابن زیاد را از آنچه من بدو نوشتم و فاسد کردى امرى را که اصلاح آن را امید مى داشتم ، واللّه ! حسین آن کس نیست که تسلیم شود و دست بیعت به یزید دهد ؛ چه جان پدرش على مرتضى در پهلوهاى او جا دارد؛ شمر گفت  :  اکنون با امر امیر چه خواهى کرد؟ یا فرمان او بپذیر و با دشمن او طریق مبارزت گیر و اگر نه دست از عمل بازدار و امر لشکر را با من گذار، عمر سعد گفت  :  لا وَلا کَرامَةَ لَکَ [= نه! و بزرگی مباد برای تو!] من این کار را انجام خواهم داد تو همچنان سرهنگ پیادگان باش و من امیر لشکرم! این بگفت و در تهیه قتال با جناب سیّد الشهّداء علیه السّلام شد . شمر چون دید که ابن سعد مهیّاى قتال است به نزدیک لشکر امام علیه السّلام آمد و بانگ زد که کجایند فرزندان خواهر من عبداللّه و جعفر و عثمان و عبّاس ؛ چه آنکه مادر این چهار برادر امّ البنین از قبیله بنى کلاب بود که شمر ملعون نیز از این قبیله بوده  .  جناب امام حسین علیه السّلام بانگ او را شنید برادران خود را امر فرمود که جواب اورا دهید اگر چه فاسق است لکن باشما قرابت وخویشى دارد، پس آن سعادتمندان با آن شقىّ گفتند :  چه بود کارت ؟ گفت  :  اى فرزندان خواهر من ! شماها در امانید با برادر خود حسین رزم ندهید از دَوْر برادر خود کناره گیرید وسر در طاعت امیر المؤمنین یزید در آورید . جناب عبّاس بن على علیه السّلام بانگ براو زد که بریده باد دستهاى تو و لعنت باد بر امانى که تو از براى ما آوردى ، اى دشمن خدا! امر مى کنى مارا که دست از برادر و مولاى خود حسین بن فاطمه علیهاالسّلام برداریم و سر در طاعت ملعونان وفرزندان مَلاعینان در آوریم آیا ما را امان مى دهى واز براى پسر رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم امان نیست ؟ شمر از شنیدن این کلمات خشمناک شد وبه لشکر گاه خویش بازگشت  . پس ابن سعد لشکر خویش را بانگ زد که: یا خَیلَ اللّهِ ارکَبى وَ بِالجنّةِ اَبشِرى ؛اى لشکریان خدا سوار شوید و مُستَبشِر بهشت باشید! پس جنود نامسعود او سوارگشته و رو به اصحاب حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام آوردند در حالى که حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام در پیش خیمه شمشیر خود را بر گرفته بود وسر به زانوى اندوه گذاشته وبه خواب رفته بود واین واقعه در عصر روز نهم محرّم الحرام بود . شیخ کلینى از حضرت صادق علیه السّلام روایت فرموده که آن جناب فرمود روز تاسوعا روزى بود که جناب امام حسین علیه السّلام واصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه اهل شام بر قتال آن حضرت اجتماع کردند، و ابن مرجانه وعمر سعد خوشحال شدند به سبب کثرت سپاه و بسیارى لشکر که براى آنها جمع شده بودند و حضرت حسین علیه السّلام و اصحاب او را ضعیف شمردند و یقین کردند که یاورى از براى آن حضرت نخواهد آمد و اهل عراق او را مدد نخواهند کرد، پس فرمود :  پدرم فداى آن ضعیف وغریب ! وبالجمله ؛ چون جناب زینب علیهاالسّلام صداى ضجّه و خروش لشکر را شنید نزد برادر دوید و عرض کرد :  برادر مگر صداهاى لشکر را نمى شنوید که نزدیک شده اند؟ پس حضرت سر از زانو برداشت و خواهر را فرمود که اى خواهر اکنون رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلّم را در خواب دیدم که به من فرمود تو به سوى ما خواهى آمد، چون حضرت زینب علیهاالسّلام این خبر وحشت اثر را شنید طپانچه بر صورت زد وصدا را به وا ویلا بلند کرد، حضرت فرمود که اى خواهر وَیْل و عذاب از براى تو نیست ساکت باش خدا ترا رحمت کند .  پس جناب عبّاس علیه السّلام به خدمت آن حضرت آمد و عرض کرد :  برادر! لشکر روى به شما آورده اند .  حضرت برخاست و فرمود :  اى برادر عباس ، سوار شو جانم فداى تو باد و برو ایشان را ملاقات کن و بپرس چه شده که ایشان رو به ما آورده اند .  جناب عبّاس علیه السّلام با بیست سوار که از جمله زُهَیرْ و حبیب بودند به سوى ایشان شتافت و از ایشان پرسید که غرض شما از این حرکت و غوغا چیست ؟ گفتند :  از امیر حکم آمده که بر شما عرض کنیم که در تحت فرمان او در آئید و اطاعت او را لازم دانید و اگر نه با شما قتال و مبارزت کنیم ، جناب عبّاس علیه السّلام فرمود :  پس تعجیل مکنید تا من برگردم و کلام شما را با برادرم عرضه دارم  .  ایشان توقف نمودند جناب عبّاس علیه السّلام به سرعت تمام به سوى آن امام اَنام شتافت و خبر آن لشکر را بر آن جناب عرضه داشت  . حضرت فرمود :  به سوى ایشان برگرد و از ایشان مهلتى بخواه که امشب را صبر کنند و کارزاز را به فردا اندازند که امشب قدرى نماز و دعا و استغفار کنم ؛ چه خدا مى داند که من دوست مى دارم نماز و تلاوت قرآن و کثرت دعا و استغفار را، و از آن سوى اصحاب عبّاس در مقابل آن لشکر توقّف نموده بودند و ایشان را موعظه مى نمودند تا جناب عبّاس علیه السّلام برگشت و از ایشان آن شب را مهلتى طلبید . سیّد فرموده که ابن سعد خواست مضایقه کند، عَمرو بن الحجّاج الزبیدى گفت  :  به خدا قسم ! اگر ایشان از اهل تُرک و دَیلَم بودند و از ما چنین امرى را خواهش مى نمودند ما اجابت مى کردیم ایشان را، تا چه رسد به اهل بیت پیغمبر صلى اللّه علیه و آله و سلّم  . (128) و در روایت طبرى است که قیس بن اشعث گفت  :  اجابت کن خواهش ایشان را و مهلتشان ده لکن به جان خودم قسم است که این جماعت فردا صبح با تو مقاتله خواهند کرد و بیعت نخواهند نمود . عمر سعد گفت  :  به خدا قسم اگر این را بدانم امر ایشان را به فردا نخواهم افکند پس آن منافقان آن شب را مهلت دادند، و عمر سعد، رسولى در خدمت جناب عبّاس علیه السّلام روان کرد و پیام داد براى آن حضرت که یک امشب را به شما مهلت دادیم بامدادان اگر سر به فرمان در آورید شما را به نزد پسر زیاد کوچ خواهیم داد، و اگر نه دست از شما برنخواهیم داشت و فیصل امر را بر ذمّت شمشیر خواهیم گذاشت ، این هنگام دو لشکر به آرامگاه خود باز شدند .

امروز حتماً برای ما خادمان فرهنگی مسجد جامع ده زیار هم دعا کنید...






تاریخ : شنبه 91/9/4 | 6:4 صبح | نویسنده : رضا | نظرات ()

 با سلام و عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی به همه ی شما عزاداران بزرگوار:

دیروز عصر مراسم اجتماع شیرخوارگان حسینی(ع) با حضور اهالی خواهران وبرادران وصاحبان مجلس (نوزادان)، در محل سقاخانه توسط این کانون برگزار گردید.

کاروان حمل گهواره حضرت علی اصغر (ع) توسط دانش آموزان دبستان دخترانه مائده، از محل آن دبستان به طرف گلزار شهداء روستا عزیمت و پس از قرائت فاتحه در آن محل به طرف مقصد نهایی خود محل برگزاری مراسم حرکت نمود، این حرکت نمادین با حضور خواهران بزرگوار و نوزادانشان در محل سقاخانه به اتمام رسید.

شیرخوارگان

قابل ذکر است سرکار خانم درانی مدیر محترم دبستان مائده که همیشه در تمامی برنامه ها با این کانون نهایت همکاری را داشتند، مدتی است بیمار می باشند، لذا از همه ی شما در این ماه برآورده شدن حوائج التماس دعا داریم.

در ابتدا پس از خیر مقدم و عرض تسلیت توسط مدیر مسئول کانون سبحانی فرد، مداح اهلبیت(ع) کربلایی علی مردانی مراسم را ادامه دادند.

امید است که از همه خدمتگزاران و برگزار کنندگان پذیرفته شده باشد.

انشاءالله






تاریخ : جمعه 91/9/3 | 11:16 صبح | نویسنده : رضا | نظرات ()
       

.: Weblog Themes By BlackSkin :.