سفارش تبلیغ
صبا

001.jpg

 

که محسن دو چشمش به گیتی گشود

علی کشاورز بابای او

بود طاهره نیک مامای او

زتحصیل تا راهنمایی بخواند

به سربازی اسب شرافت براند

به خدمت سپه رفت و سرباز شد

به نقش اعدو سرافراز شد

به جمعی از اعضاء و فرماندهان

به مأموریت رفت زاهدان

سی بهمن هشتاد یک در غدیر

به برگشتن از زاهدان کویر

سر کوه سیرچ اندر آن آسمان

شب صوت و تاریک شد ناگهان

که طیاره با ضربتی پر صدا

به قله زد و گشت از هم جدا

که آن انفجارش به آتش کشید

که هر پیچ و پره به یک سو پرید

زآتش همه راکبان سوختند

به قرب خدا چهره افروختند

چو گلپاره یکباره پرپر شدند

به مثل کبوتر به حق پر زدند

به آن ها غدیر سایه افلاک شد

محرم به اقوام غمناک شد

چو محسن چو گل سوی گلزار شد

که در ده زیار او به گلزار شد

که استانی از غم عزادار شد

که «آزاد» سوزش به اشعار شد

شاعر: مرحوم فتح الله زرین کلاه






تاریخ : سه شنبه 93/4/31 | 3:33 عصر | نویسنده : رضا | نظرات ()

بیانات امام خمینی (ره):

تاریخ: 1358/05/25

محل: قم

 

موضوع: ویژگیهای روز جهانی قدس

آنهایی که (در روز قدس) شرکت ندارند مخالف با اسلام هستند، و موافق با اسرائیل. و آنهایی که شرکت کردند، متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام ـ که در رأس آنها امریکا و اسرائیل است.

بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم

 

روز قدس، روز مقابل? مستضعفین با مستکبرین

«روز قدس» یک روز جهانی است. روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابل? مستضعفین با مستکبرین است. روز مقابل? ملتهایی است که در زیر فشار ظلم امریکا و غیر امریکا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست. روزی است که باید مستضعفین مجهز بشوند در مقابل مستکبرین، و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند. روزی است که بین منافقین و متعهدین امتیاز خواهد شد. متعهدین این روز را روز قدس می‏دانند، و عمل می‏کنند به آنچه باید بکنند. و منافقین ـ آنهایی که با ابرقدرتها در زیر پرده آشنایی دارند و با اسرائیل دوستی ـ در این روز بی‏تفاوت هستند، یا ملتها را نمی‏گذارند که تظاهر کنند. روز قدس روزی است که باید سرنوشت ملتهای مستضعف معلوم شود، باید ملتهای مستضعف اعلام وجود بکنند در مقابل مستکبرین. باید همانطور که ایران قیام کرد و دماغ مستکبرین را به خاک مالید و خواهد مالید، تمام ملتها قیام کنند و این جُرثومه‏های فساد را به زباله‏دانها بریزند. روز قدس روزی است که باید این دنباله‏روهای رژیم سابق در ایران، و آن توطئه چینهای رژیم فاسد و ابرقدرتها در سایر جاها خصوصاً در لبنان، تکلیف خودشان را بدانند. روزی است که باید همت کنید و همت کنیم که قدس را نجات بدهیم؛ و برادران لبنانی را از این فشارها نجات بدهیم. روزی است که باید تمام مستضعفین را از چنگال مستکبرین بیرون بیاوریم. روزی است که باید جامع? مسلمین همه اظهار وجود بکنند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به این تُفاله‏هایی که مانده است از آنها ـ چه در ایران و چه در سایر جاها.

 

هشدار به روشنفکران امریکایی مسلک

روز قدس، روزی است که باید به این روشنفکرانی که در زیر پرده با امریکا و عمال امریکا روابط دارند هشدار داد. هشدار به اینکه اگر از فضولی دست برندارید، سرکوب خواهید شد! ما به آنها مهلت دادیم و با آنها با ملایمت رفتار کردیم که شاید دست از شیطنت بردارند و اگر دست برندارند، کلم? آخر را خواهیم گفت و خواهیم به آنها فهماند که دیگر رژیم سابق قابل برگشتن نیست و دیگر امریکا نمی‏تواند به اینجا حکومت کند، و دیگر سایر ابرقدرتها نمی‏توانند در این مملکت حکومت کنند. روز قدس روزی است که باید به هم? ابرقدرتها هشدار داد که باید دست خود را از روی مستضعفین بردارید و سر جای خود بنشینید.

 

روز قدس؛ روز احیای اسلام

اسرائیل، دشمن بشریت، دشمن انسان، که هر روز غائله ایجاد می‏کند و برادرهای ما را در جنوب لبنان به آتش می‏کشد، باید بداند که دیگر اربابهای او رنگی ندارند در دنیا، و باید انزوا اختیار کنند؛ طمعها را از ایران باید قطع کنند، دستهای آنها باید از هم? ممالک اسلامی قطع شود؛ عمال آن در هم? ممالک اسلامی باید کنار بروند. روز قدس روز اعلام یک چنین مطلبی است. اعلام این است به شیاطینی که ملتهای اسلام را می‏خواهند کنار بگذارند، و ابرقدرتها را به میدان بیاورند. روز قدس روزی است که قطع آمال آنها را بکند؛ و به آنها هشدار بدهد که گذشت آن زمانها.

روز قدس روز اسلام است. روز قدس روزی است که اسلام را باید احیا کرد و احیا بکنیم، و قوانین اسلام در ممالک اسلامی اجرا بشود. روز قدس روزی است که باید به هم? ابرقدرتها هشدار بدهیم که اسلام دیگر تحت سیطر? شما، به واسط? عمال خبیث شما، واقع نخواهد شد. روز قدس، روز حیات اسلام است. باید مسلمین بهوش بیایند،

باید بفهمند قدرتی را که مسلمین دارند؛ قدرتهای مادی، قدرتهای معنوی. مسلمین که یک میلیارد جمعیت هستند و پشتوان? خدایی دارند و اسلام پشتوان? آنهاست و ایمان پشتوان? آنهاست از چه باید بترسند؟ ما با یک جمعیت کمی در مقابل دشمنهای زیاد، دشمنهای بسیار، قیام کردیم و ابرقدرتها را شکست دادیم. و کسی گمان نکند که دیگر بعضی از این قشرهای فاسد، بعضی از این چپ‏روهای امریکایی یا غیر امریکایی، بتوانند در این مملکت اظهار وجود کنند. آن روز که ما بخواهیم و ملت ما بخواهند، در ظرف چند ساعت تمام آنها به زباله‏دانهای فنا خواهند ریخته شد. ملت بزرگ ما دیگر از این حرکات مذبوحانه نخواهد ترسید. و حرکات اسرائیل در جنوب لبنان و نسبت به فلسطین همین حرکات مذبوحانه است. حرکاتی است که اواخر عمرْ اشخاص فاسد می‏کنند ـ چنانچه شاه ما، شاه مخلوع ایران این حرکات را کرد، و منتهی به فنا شد.

 

شکست ‏ناپذیری اسلام

دولتهای عالَم بدانند که اسلام شکست بردار نیست. اسلام و تعالیم قرآن بر هم? ممالک باید غلبه کند. دین باید دین الهی باشد، اسلام دین خداست؛ و باید در هم? اقطارْ اسلام پیشروی کند. روز قدس، اعلام یک چنین مطلبی است، اعلام به این است که مسلمین به پیش! برای پیشرفت در هم? اقطار عالَم. روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز اسلام است؛ روز حکومت اسلامی است. روزی است که باید جمهوری اسلامی در سراسر کشورها بیرق آن برافراشته شود. روزی است که باید به ابرقدرتها فهماند که دیگر آنها نمی‏توانند در ممالک اسلامی پیشروی کنند.

من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم می‏دانم، و روزی است که باید ما تمام قوای خودمان را مجهز کنیم؛ و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوّت در مقابل اجانب بایستند و ما در مقابل اجانب با تمام قوا ایستاده‏ایم، و نخواهیم اجازه داد کسان دیگر در مملکت ما دخالت کنند، و مسلمین نباید اجازه بدهند که کسان دیگر در ممالکشان دخالت کنند. در روز قدس، ملتها باید به حکومتهایی که خائن هستند هشدار دهند. روز قدس روزی است که ما خواهیم فهمید چه اشخاصی و چه رژیمهایی با توطئه‏گرهای بین‏المللی موافقت دارند و با اسلام مخالفت. آنهایی که شرکت ندارند مخالف با اسلام هستند، و موافق با اسرائیل. و آنهایی که شرکت کردند، متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام ـ که در رأس آنها امریکا و اسرائیل است. روز امتیاز حق از باطل است، روز جدایی حق و باطل است.

من از خداوند تبارک و تعالی خواهانم که غلبه بدهد اسلام را بر هم? قشرهای عالَم؛ بر هم? مستکبرین، مستضعفین را غلبه بدهد. و از خدای تبارک و تعالی خواهانم که برادرهای ما را در فلسطین، در جنوب لبنان و در لبنان، و در هر جایی از عالَم که هستند، از دست مستکبرین و از دست چپاولگران نجات بدهد.

 

 

والسلام علی رسول‏اللّه‏ و علی أئمه المسلمین








تاریخ : سه شنبه 93/4/31 | 3:1 عصر | نویسنده : رضا | نظرات ()

مــن در شــهری زنــدگی میــکنم که..!
وقتی تــمام
 فــهم 
یک شهر از یک جانــباز میشود..
سهـمیه 
دانشـگاه و بـعد از شـــهادت شاید اسم یک کــوچه..!

مــن در شـــهری زنـــدگی میـکنم که..!
بعضی از متــمدنین پوشـیدن
 چادر را نشـانه عقب افتادگی از مْـد
 روز میدانند..
و میگویند چـرا با چــادر خــودت را 
جــلد مـیکنی..!؟

ولـــی اگـــر دخــتری...!
با مانتــوی 
آستــین کوتـاه
 و روسری که در نصف موهــای سرش قـرار میدهد..
و بـعد تـشریـف مـیاره بـه خیـابان..!!
.
در نـظر بعـضی ها این دخــتر میشود..!
دخــتـر
 بــا کــلاس
..!!
یــا..
دخــتـــر 
شــیـک پـوش..!!

مــن در شهــری زنـــدگی میـــکنم کــه..!
بعضـی ها با تـقلیــد کورکورانه از شبکــه های 
ماهواره ی
..
و با تغـیـیر در رفــتار و کــردارشـان 
ابــهت مــردانه ی خودشان را میشکنند..!؟

مــن در شـــهری زندگـــی میــکنم که..!
وقتی به بعضـی از دختــران گفــته میشه چرا 
حــجابت 
را رعایـت نمیکنی..؟!
.
میـگن که فـعلا 
18 سـالمه..! حالـا جـونم دلـم میـخواد خـوش
 باشـم..!!
دلــم نمــیخواد مـثل 
پـیـرزن ها 
چادر بـکشم سـرم..!
.
وقتـی سنـم رفــت بالا و رســیدم به 
40 یا 50
 سال
یه سفـر مـکه میــرم 
تـوبه میکنم بعدش روسـری و چادرام رو درسـت میکنم..!

مـن در شــهری زندگــی میـکنم که..!
وقتی شخصی 
فـوت کرد هـمه فـامیل در نـوشتـن پـلاکارد 
و تــاج گـلهای..
چـند مـیلیونی از هم سبــقت میگیرند..!!
انگار جــناب{
مـیـت} تـازه برای فــامیل عـزیز شـده..!؟
چنــد مدتـی کــه ســاکـن شــهرم..!
گذر زندگی برایم سـخت شده..!یکی از این سختی ها مـوضـوع 
چشمانم
 است.؟!
بالا را نـگـاه کنـی سر و صـورت های
 آرایـش
 کــرده می بینی..؟!
پـایـین را نـگـاه کنی پـاهـای پیـدا شـده در 
کـفش و دمـپایی
 می بینی..؟!
.
و اگـر 
چشـمانت
 را هم بـبـندی بعـضی ها بـرایـمان نسـخه می پیچند کـه..
تـو هنـوز 
جـوانی 
و بـاید جـوونی بکـنی..
تـا در پــیـری 
حســرت ایــام جــوانی بـر دلـت نـماند..!؟

الـــبـته..!
گاهـی بایــد در مــقابـل نــسخــه هایــی که مــردم برایــمان می پیــچند..!
ســـکــوت 
کـــرد..!
بــگذار بــغــض هایــت سربــسته بـــمانــد..!!
گــاهی اگر سبــک نــشــوی..{
سنــگــیـن تـــری..!}

خسـر الـــدنیا نـــوشت..!
دوســت دارم یــه 
اطـلاعیه ای
 پشــتم بـچـسبونم و روش بــنویـسم..!
تا اطـلاع ثـانـوی 
بـیــزارم از زمـــین و زمـیـنیــان..!





تاریخ : یکشنبه 93/4/29 | 1:23 صبح | نویسنده : رضا | نظرات ()

سلام بر آنهایی که از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم، قامت راست کردند تا ما قامت خم نکنیم، به خاک افتادند تا ما به خاک نیفتیم سلام بر

آنهایی که رفتند تا بمانند و نماندند تا بمیرند.






تاریخ : یکشنبه 93/4/29 | 1:13 صبح | نویسنده : رضا | نظرات ()

 

علی علیه السلام پس از خاتمه جنگ نهروان و بازگشت به کوفه در صدد حمله به شام بر آمد و حکام ایالات نیز در اجرای فرمان آنحضرت تا حد امکان به بسیج پرداخته و گروههای تجهیز شده را بخدمت وی اعزام داشتند. تا اواخر شعبان سال چهلم هجری نیروهای اعزامی از اطراف وارد کوفه شده و به اردوگاه نخیله پیوستند، علی علیه السلام گروههای فراهم شده را سازمان رزمی داد و با کوشش شبانه روزی خود در مورد تأمین و تهیه کسری ساز و برگ آنان اقدامات لازم را بعمل آورد، فرماندهان و سرداران او هم که از رفتار و کردار معاویه و مخصوصا از نیرنگهای عمرو عاص دل پر کینه داشتند در این کار مهم حضرتش را یاری نمودند و بالاخره در نیمه دوم ماه مبارک رمضان از سال چهلم هجری علی علیه السلام پس از ایراد یک خطابه غراء تمام سپاهیان خود را بهیجان آورده و آنها را برای حرکت بسوی شام آماده نمود، ولی در این هنگام سه تن از فراریان خوارج باسامی عبد الرحمن بن ملجم و برک بن عبد الله و عمرو بن بکر   در یکی از شبها گرد هم آمده و از گذشته مسلمین صحبت میکردند، در ضمن گفتگو باین نتیجه رسیدند که باعث این همه خونریزی و برادر کشی، معاویه و عمرو عاص و علی علیه السلام می باشند و اگر این سه نفر از میان برداشته شوند مسلمین بکلی آسوده شده و تکلیف خود را معین می ‏کنند. این سه نفر با هم پیمان بستند و آنرا بسوگند مؤکد کردند که هر یک از آنها داوطلب کشتن یکی از این سه نفر باشد. عبد الرحمن بن ملجم متعهد قتل علی علیه السلام شد، عمرو بن بکر عهده ‏دار کشتن عمرو عاص گردید، برک بن عبد الله نیز قتل معاویه را بگردن گرفت و هر یک شمشیر خود را با سم مهلک زهر آلود نمودند تا ضربتشان مؤثر واقع گردد. نقشه این قرار داد بطور محرمانه و سرّی در مکه کشیده شد و برای اینکه هر سه نفر در یک موقع مقصود خود را انجام دهند، شب نوزدهم ماه رمضان را که شب قدر بوده و مردم در مساجد تا صبح بیدار می ماندند برای این منظور انتخاب کردند و هر یک از آنها برای انجام مأموریت خود بسوی مقصد روانه گردید، عمرو بن بکر برای کشتن عمرو عاص بمصر رفت و برک بن عبد الله جهت قتل معاویه رهسپار شام شد. ابن ملجم نیز راه کوفه را پیش گرفت. برک بن عبدالله در شام به مسجد رفت و در لیله نوزدهم در صف یکم نماز ایستاد و چون معاویه سر بر سجده نهاد برک شمشیر خود را فرود آورد ولی در اثر دستپاچگی شمشیر او بجای فرق معاویه بر ران وی اصابت نمود. معاویه زخم شدید برداشت و فوراً به خانه خود منتقل و بستری گردید و ضارب را نیز پیش او حاضر ساختند، معاویه گفت تو چه جرأتی داشتی که چنین کاری کردی؟ برک گفت امیر مرا معاف دارد تا مژده دهم. معاویه گفت مقصودت چیست؟ برک گفت همین الان علی را هم کشتند: معاویه او را تا تحقیق این خبر زندانی نمود و چون صحت آن معلوم گردید او را رها نمود و به روایت بعضی (مانند شیخ مفید) همان وقت دستور داد او را گردن زدند. عمرو بن بکر نیز در همان شب در مصر بمسجد رفت و در صف یکم بنماز ایستاد. اتفاقاً در آنشب عمرو عاص را تب شدیدی رخ داده بود که از التهاب و رنج آن نتوانسته بود بمسجد برود و به پیشنهاد پسرش قاضی شهر را برای ادای نماز جماعت به مسجد فرستاده بود! پس از شروع نماز در رکعت اول که قاضی سر بسجده داشت عمرو بن بکر با یک ضربت شمشیر او را از پا در آورد، همهمه و جنجال در مسجد بلند شد و نماز نیمه تمام ماند و قاتل بدبخت دست بسته به چنگ مصریان افتاد، چون خواستند او را نزد عمرو عاص برند مردم وی را به عذابهای هولناک عمرو عاص تهدیدش میکردند. عمرو بن بکر گفت مگر عمرو عاص کشته نشد؟ شمشیری که من بر او زده‏ام اگر وی از آهن هم باشد زنده نمی‏ماند مردم گفتند آنکس که تو او را کشتی قاضی شهر است نه عمرو عاص!! بیچاره عمرو آنوقت فهمید که اشتباها قاضی بیگناه را بجای عمرو عاص کشته است لذا از کثرت تأسف نسبت به مرگ قاضی و عدم اجرای مقصود خود شروع به گریه نمود و چون عمرو عاص علت گریه را پرسید عمرو گفت من به جان خود بیمناک نیستم بلکه تأسف و اندوه من از مرگ قاضی و زنده ماندن تست که نتوانستم مانند رفقای خود مأموریتم را انجام دهم!عمرو عاص جریان امر را از او پرسید عمرو بن بکر مأموریت سری خود و رفقایش را برای او شرح داد آنگاه به دستور عمرو عاص گردن او هم با شمشیر قطع گردید بدین ترتیب مأمورین قتل عمرو عاص و معاویه چنانکه باید و شاید نتوانستند مقصود خود را انجام دهند و خودشان نیز کشته شدند. اما سرنوشت عبد الرحمن بن ملجم:این مرد نیز در اواخر ماه شعبان سال چهلم بکوفه رسید و بدون اینکه از تصمیم خود کسی را آگاه گرداند در منزل یکی از آشنایان خود مسکن گزید و منتظر رسیدن شب نوزدهم ماه مبارک رمضان شد،روزی به دیدن یکی از دوستان خود رفت و در آنجا زن زیباروئی به نام قطام را که پدر و برادرش در جنگ نهروان به دست علی علیه السلام کشته شده بودند مشاهده کرد و در اولین برخورد دل از کف داد و فریفته زیبائی او گردید و از وی تقاضای زناشوئی نمود

قطام گفت برای مهریه من چه خواهی کرد؟گفت هر چه تو بخواهی! قطام گفت مهر من سه هزار درهم پول و یک کنیز و یک غلام و کشتن علی بن ابیطالب است:. ابن ملجم که خود برای کشتن آنحضرت از مکه بکوفه آمده و نمی خواست کسی از مقصودش آگاه شود خواست قطام را آزمایش کند لذا به قطام گفت آنچه از پول و غلام و کنیز خواستی برایت فراهم میکنم اما کشتن علی بن ابیطالب را من چگونه میتوانم انجام دهم؟ قطام گفت البته در حال عادی کسی نمی تواند باو دست یابد باید او را غافل گیر کنی و غفلة بقتل رسانی تا درد دل مرا شفا بخشی و از وصالم کامیاب شوی و چنانچه در انجام اینکار کشته گردی پاداش آخرتت بهتر از دنیا خواهد بود!!ابن ملجم که دید قطام نیز از خوارج بوده و هم عقیده اوست گفت به خدا سوگند من به کوفه نیامده‏ام مگر برای همین کار!قطام گفت من نیز در انجام این کار ترا یاری‏میکنم و تنی چند بکمک تو میگمارم بدین جهت نزد وردان بن مجالد که با قطام از یک قبیله بوده و جزو خوارج بود فرستاد و او را در جریان امر گذاشت و از وی خواست که در این مورد بابن ملجم کمک نماید وردان نیز (به جهت بغضی که با علی علیه السلام داشت) تقاضای او را پذیرفت. خود ابن ملجم نیز مردی از قبیله اشجع را بنام شبیب که با خوارج همعقیده بود همدست خود نمود و آنگاه اشعث بن قیس یعنی همان منافقی را که در صفین علی علیه السلام را در آستانه پیروزی مجبور بمتارکه جنگ نمود از اندیشه خود آگاه ساختند اشعث نیز به آنها قول داد که در موعد مقرره او نیز خود را در مسجد بآنها خواهد رسانید،بالاخره شب نوزدهم ماه مبارک رمضان فرا رسید و ابن ملجم و یارانش به مسجد آمده و منتظر ورود علی علیه السلام شدند. مقارن ورود ابن ملجم به کوفه علی علیه السلام نیز جسته و گریخته از شهادت خود خبر می داد حتی در یکی از روزهای ماه رمضان که بالای منبر بود دست به محاسن شریفش کشید و فرمود شقی‏ترین مردم این مویها را با خون سر من رنگین خواهد نمود و به همین جهت روزهای آخر عمر خود را هر شب در منزل یکی از فرزندان خویش مهمان می شد و در شب شهادت نیز در منزل دخترش ام کلثوم مهمان بود. موقع افطار سه لقمه غذا خورد و سپس به عبادت پرداخت و از سر شب تا طلوع فجر در انقلاب و تشویش بود،گاهی به آسمان نگاه می کرد و حرکات ستارگان را در نظر می گرفت و هر چه طلوع فجر نزدیکتر می شد تشویش و ناراحتی آن حضرت بیشتر می گشت بطوریکه ام کلثوم پرسید:پدر جان چرا امشب این قدر ناراحتی؟فرمود دخترم من تمام عمرم را در معرکه‏ها و صحنه‏های کارزار گذرانیده و با پهلوانان و شجاعان نامی مبارزه‏ها کرده‏ام،چه بسیار یک تنه بر صفوف دشمن حمله‏ها برده و ابطال رزمجوی عرب را به خاک و خون افکنده‏ام ترسی از چنین اتفاقات ندارم ولی امشب احساس میکنم که لقای حق فرا رسیده است. بالاخره آند شب تاریک و هولناک بپایان رسید و علی علیه السلام عزم خروج از خانه را نمود در این موقع چند مرغابی که هر شب در آن خانه در آشیانه خود می خفتند پیش پای امام جستند و در حال بال افشانی بانگ همی دادند و گویا میخواستند از رفتن وی جلوگیری کنند! علی علیه السلام فرمود این مرغ‏ها آواز میدهند و پشت سر این آوازها نوحه و ناله‏ها بلند خواهد شد!ام کلثوم از گفتار آن حضرت پریشان شد و عرض کرد پس خوبست تنها نروی.علی علیه السلام فرمود اگر بلای زمینی باشد من به تنهائی بر دفع آن قادرم و اگر قضای آسمانی باشد که باید جاری شود. علی علیه السلام رو به سوی مسجد نهاد و به پشت بام رفت و اذان صبح را اعلام فرمود و بعد داخل مسجد شد و خفتگان را بیدار نمود و سپس به محراب رفت و به نماز نافله صبح ایستاد و چون به سجده رفت عبد الرحمن بن ملجم با شمشیر زهر آلود در حالیکه فریاد می زد لله الحکم لا لک یا علی ضربتی به سر مبارک آن حضرت فرود آورد (2) و شمشیر او بر محلی که سابقا شمشیر عمرو بن عبدود بر آن خورده بود اصابت نمود و فرق مبارکش را تا پیشانی شکافت و ابن ملجم و همراهانش فورا گریختند. خون از سر مبارک علی علیه السلام جاری شد و محاسن شریفش را رنگین نمود و در آنحال فرمود :

 بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله فزت و رب الکعبة.

 

 






تاریخ : جمعه 93/4/27 | 12:10 صبح | نویسنده : رضا | نظرات ()

لیلة القدر

خیر من الف شهر

زمان بندی برنامه های شب های قدر در مسجد جامع

ساعت  10:45 إلی 11:00                  قرائت دعای مجیر

ساعت 11:00 إلی 11:15                  قرائت دعای افتتاح

ساعت 11:15 إلی 12:30                  قرائت دعای جوشن کبیر

ساعت 12:30 إلی 12:45                  تجدید وضو و پذیرایی

ساعت 12:45 إلی 01:15                   به جا آوردن نماز قضا به جماعت

ساعت 01:15 إلی 01:30                   قرائت زیارت عاشورا

ساعت 01:30 إلی 02:00                   مداحی و نوحه خوانی

ساعت 02:00   إلی 02:15                 تجدید وضو و پذیرایی

ساعت 02:15   إلی 03:00                 سخنرانی توسط حجت الاسلام حاج شیخ حجت ا... دهقانی

ساعت 03:00   إلی 03:20                 قرآن به سر و ختم مراسم

مداح شب نوزدهم:                              احمد صدقی

مداح شب بیست ویکم:                       علی رضا رئوفی

مداح شب بیست وسوم:                      میثم دولت آبادی

                                    

«التماس دعا»

 

روابط عمومی کانون فرهنگی، هنری شهید محسن پوردرانی

                                      






تاریخ : پنج شنبه 93/4/26 | 11:42 عصر | نویسنده : رضا | نظرات ()


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (1) 
وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ (2) 
لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (3) 
تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (4) 
سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ (5)

با توجه به آیات سوره قدر می‌توان به فضیلت‌های شب قدر پی برد:
1. قرآن در آن نازل شده است.
2. عبادت و احیای آن معادل بیش از هزار ماه است.
3. خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می‏شود.
4. رحمت خاص خدا شامل حال بندگان می‏گردد.
5. فرشتگان و روح در آن شب نازل می‏گردند.

شب قدر از شب‌های مقدس و متبرک اسلامی است. خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سوره‌ای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است. در تمام سال، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمی‌رسد. این شب، شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و روح نیز نام گرفته است. عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب، مقدرات یک سال انسان‌ها و روزی‌ها، عمرها و امور دیگر مشخص می‌شود. ملائکه در این شب بر زمین فرود می‌آیند، نزد امام زمان(عج) می‌روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می‌دارند. شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه و تأکید شده است.

عظمت و فضیلت این شب بر سایر شبها را از این امور می‌توان به دست آورد:

1) آمرزش گناهان: پیامبر خدا(ص) در تفسیر سوره «قدر» فرمودند:

«هر کس شب قدر را احیا بدارد و مؤمن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامی گناهانش آمرزیده میشود.»


2) قلب رمضان: امام صادق(ع) فرمودند:

«از کتاب خدا استفاده می‌شود که شماره ماههای سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماهها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان لیلة القدر است.»


3) نزول قرآن: طبق روایات، مجموع قرآن در شب قدر دفعی و یکباره بر پیامبر (ص) نازل شده است. این نزول دفعی و یکباره قرآن است، اما نزول تدریجی قرآن طی 23 سال دوران نبوت پیامبر گرامی(ص) به صورت الفاظ نازل شده است.
4) برتر از هزار ماه: نزول همه‌ی ملائکه و روح در شب قدر بر زمین و سلام دادن بر بندگان خدا نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. امام باقر(ع) فرمودند:

«عمل صالح در شب قدر از قبیل نماز، زکات و کارهای نیک دیگر بهتر است از عمل در هزار ماهی که در آن شب قدر نباشد.»

فرصت شب قدر را غنیمت بدانیم

شب قدر فرصتی است زرین و طلایی برای شستشوی آینه دل. این شب بهترین فرصت است تا خوبی‌ها را جایگزین بدیها، صلح و صفا را جایگزین اختلاف و تفرقه، احسان و نیکی را جایگزین ظلم و ستم، احسان به والدین را جایگزین عاق والدین و صله رحم را جایگزین قطع رحم نماییم. نیکو و شایسته است با صدقات قدمی در جهت آبادانی خانه آخرت برداریم و با اعمال نیک و خیر، ثواب دو چندان ببریم.
در شب قدر که شب‌زنده‌داری می‌کنیم، خداوند نام ما را در گروه نیک‌بختان ثبت می‌کند و آتش جهنم را بر ما حرام می‌سازد. آیا توفیقی بالاتر از این هست که آتش جهنم بر ما حرام شود و به خدا نزدیک‌تر شویم؟
دعاهای شبهای رمضان مجموعه‌ای است روشنی‌بخش که با تکرار تلاوت آنها، آموزش‌های آن‌ها به صورت هدف‌هایی برای ما در می‌آیند. پس هنگام خواندن این ادعیه شایسته و بهتر است مفهوم آنها را نیز همواره مدنظر داشته باشیم و با تلاش و کوشش به سوی این هدف‌های مطرح‌شده در دعاها گام برداریم.






تاریخ : پنج شنبه 93/4/26 | 11:26 عصر | نویسنده : رضا | نظرات ()

با سلام خدمت یکایک دوستان و همراهانی که همیشه اعضای شورای کانون فرهنگی، هنری شهید محسن پوردرانی را با انتقادات و پیشنهادات سازنده ی خود همراهی می فرمایند؛

اینجانب مدیر مسئول این مجموعه فرهنگی از همه ی شما بزرگواران پوزش می طلبم و از دوستانی که در قالب پیامک بروز نبودن وبلاگ را خواستار شدند و از عدم اطلاع رسانی امورات اجرایی کانون اظهار ناراحتی کردند نهایت تشکر را به عمل می آورم و امیدوارم که عذر خواهی اعضای این مجموعه را پذیرا باشید اگر خداوند منان توفیق عنایت فرمایند از این پس پبیشتر در خدمت شما خواهیم بود.






تاریخ : پنج شنبه 93/4/26 | 11:14 عصر | نویسنده : رضا | نظرات ()
       

.: Weblog Themes By BlackSkin :.